الشيخ المنتظري
640
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« اوعبته الاصداف » در بعضى از نسخه ها « اوعته الاصداف » نقل شده ( 1 ) و هر دو به يك معناست ، « اوعب » به معناى « جَمَعَ » است و « اوعى » به معناى « حَفِظَ » . مىفرمايد : « و ما اوعبته الاصداف » خداوند به آن چيزهايى كه در صدفها جمع شده يا حفظ شده است عالم و آگاه است . « حضنت » عطف است بر « اوعبته » ; « حضنت » از « حِضْن و حِضانت » در اصل به معناى در بغل گرفتن است ، حق الحضانة به معناى حق در بغل گرفتن مادر است كه فرزند خود را در بغل مىگيرد . « ما حضنت عليه امواج البحار » يعنى خداوند به آنچه امواج دريا در بغل دارد عالم و داناست . ممكن است به اين دليل كه « حضنت » با « على » متعدّى شده است متضمّن معناى احاطه باشد ، و چنين معنا شود كه آنچه را امواج دريا به آن احاطه دارد از علم خدا مخفى نيست . « و ما غشيته سدفة ليل او ذرّ عليه شارق نهار » ; « سدفة » به معناى تاريكى است ، « سدفة ليل » به معناى تاريكىِ شب است . « ما غشيته سدفة ليل » يعنى آن چيزى كه تاريكى شب آن را از چشم مخفى مىكند . « ذرّ » به معناى « طَلَعَ » است . « شارق » به معناى نورانى است ، و « شارق نهار » يعنى روز روشن و نورانى . « سدفة ليل » و « شارق نهار » از باب اضافه صفت به موصوف هستند . معناى جمله اين است كه خداوند هر آنچه را تاريكى شب از ديده ها مخفى مىكند و يا روشنايى روز بر آن طلوع مىنمايد آگاهى دارد . « وَمَا اعْتَقَبَتْ عَلَيْهِ اَطْباقُ الدَّياجِيرِ وَسُبُحاتُ النُّورِ ، وَاَثَرِ كُلِّ خَطْوَة ، وَحِسِّ كُلِّ حَرَكَة ، وَرَجْعِ كُلِّ كَلِمَة ، وَتَحْرِيكِ كُلِّ شَفَة » ( و نيز خداوند به آنچه پى درپى پرده هاى تاريكى و درخشندگى هاى نور بر آن وارد گرديده ، و به نشانه هر گامى و به صداى آهسته هر حركتى و به آواى هر سخنى و به حركت و جنبش لبها عالم و داناست . ) « و ما اعتقبت عليه اطباق الدّياجير و سبحات النّور » ; « اعتقبت » از مادّه « تعاقب »
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 29 ; و منهاج البراعة ، ج 7 ، ص 46